| مشاوره - خود باوری زنان |
فصل اول
اهمیت خودباوری
خودباوری یک نیاز اساسی روان شناختی است . امروزه با وجود این که راجع به خودباوری بسیار سخن رانده می شود ، شناخت و درک اندکی درباره ی معنای واقعی واژه خودباوری وجود دارد .
در یک نمایش تلویزیونی می شنویم که کسی می گوید " وقتی که او سر قرار نیامد ، خودباوری من خدشه دار شد " در فیلمی راجع به عشق ، فریب و خیانت در بین طبقه ی اشراف قرن هجدهم فرانسه ، یکی از شخصیتهای فیلم به دیگری می گوید : " من تو را از نخستین لحظه ای که دیدم می خواستم .خودباوری من این موضوع را ایجاب می کرد " . سازندگان آگهی های تبلیغاتی به ما می گویند که اگر از فلان صابون استفاده کنیم ، خود باوری ما تقویت خواهد شد .
خطر بسیار واقعی در اینجا نهفته است که یک ایده بسیار مهم به تدریج بی اهمیت شود: در میان تمام قضاوتهایی که در زندگی با آن مواجه می شویم هیچ یک به اندازه ی قضاوتی که درباره ی خود می کنیم اهمیت ندارد .
این قضاوت برتمام لحظات و جنبه های هستی ماتاثیر گذاراست ."خود ارزیابی " پایه و زیر بنایی است که بر اساس آن کنش و واکنش می کنیم ، ارزشهای خود را بر می گزینیم ، اهدافمان را تنظیم می کنیم و با چالشهای پیش رویمان برخورد می کنیم . واکنشهای ما نسبت به وقایع تا حدی در اثر نحوه ی تفکرمان در خصوص این که چه کسی هستیم ( به عبارت دیگر با خودباوریمان ) شکل می گیرد .
خودباوری عبارت است از تمایل به این که خود را فردی شایسته ی مواجهه با چالش های اساسی زندگی و لایق شادیها بدانیم . بنابراین خودباوری از دو جزء تشکیل شده است : جزء اول، کارآمدی شخصی که عبارت است از اعتماد داشتن به تواناییهایمان برای اندیشیدن ، یاد گرفتن ، انتخاب کردن و اتخاذ تصمیم های مناسب و جز دوم عزت نفس ، که به معنای اعتقاد داشتن به حقمان برای شاد بودن است ـ اعتقاد به این که دستیابی به اهداف ، موفقیت ، دوستی ، احترام ، عشق و انجام موفقیت آمیز امور ، در شآن ماست .
" چالش های اساسی زندگی " شامل اصولی مانند توانایی کسب معاش و مراقب نمودن از خود در دنیا ، برقراری روابط شایسته انسانی ( توانایی حفظ روابطی که تنها برای خشنودی خود بلکه برای خشنودی طرف مقابل نیز باشد )، و برخورداری از نیروی جهشی کافی که شخص را قادر می سازد که از مشکلات و پرتگاههای زندگی عبور کرده و در رسیدن به اهداف و آزوهای خود پایداری و استقامت داشته باشد .
بیان این که خودباوری یک نیاز اساسی انسانی است ، به این معناست که خودباوری برای رشد و تکامل متعادل و سالم انسان بسیار ضروری است .
بدون خودباوری مثبت ، رشد روان شناختی در مراحل اولیه متوقف می شود . خودباوری مثبت در واقع به عنوان سیستم ایمنی روح عمل می کند و استقامت ، توانایی و ظرفیت لازم را برای تجدید قوا تامین می نماید .هنگامی که خودباوری ما در حد پائینی قرار دارد ، انعطاف پذیری ما در برابر مشکلات زندگی کاهش چشمگیری می یابد . در این حالت ، بیش از آنکه تحت تاثیر تمایل به دستیابی کامیابیها باشیم ، تحت تاثیر تمایل به احتراز از درد و رنج قرار می گیریم و موارد منفی بیشتر از موارد مثبت برما تاثیر می گذارند . اگر خود را باور نداشته باشیم (بدین معنا که به توانمندیهای شخصی و به خوبیها و چیزهای دوست داشتنی وجودمان اعتقاد نداشته باشیم )، جهان پهناور مبدل به جایگاهی دهشتناک خواهد شد .
برای زنانی که در حال کنار گذاردن وظاایف سنتی وابسته به جنسیت خود هستند ، برای به دست آوردن استقلال فکری و عاطفی در مبارزه اند ، به تعداد فزاینده ای به محل های کار سرازیر می شوند ، برای خود کسب و کار مستقلی را آغاز می کنند ، پایگاههایی را که سابق بر این تنها به مردان تعلق داشت ، یکی پس از دیگری تسخیر می کنند و تبعیض های کور هزاران ساله را به مبارزه فرا می خوانند ، خودباوری امری ضروری و گریز ناپذیر است . مطمئنا ، این تمام آن چیزی نیست که زنان برای کسب موفقیت در این مسیر لازم دارند ، ولی بدون آن نیز قادرنخواهندبود که در نبرد برای خود شکوفایی پیروزمند شوند .
هم مردان و هم زنان اگر دارای اعتماد به نفسی واقع بینانه درباره ی اندیشه و ارزش خود باشند و در خود احساس امنیت کنند ، خواهند توانست در مقابل چالش ها و موقعیت ها به شکل مناسبی واکنش نشان دهند . خود باوری توان افزا ، انرژی زا و انگیزه دهنده است و ما را ترغیب به موفقیت می کند و باعث می شود از موفقیت های خود احساس لذت و غرور کنیم .
خودباوری بالا در جست و جوی چالش و انگیزش ناشی از اهداف ارزشمند و والا است . رسیدن به چنین اهدافی ، خودباوری را تقویت می کند . خودباوری ضعیف ، صرفا به دنبال ایمنی اهداف آشنا و فاقد نیاز به کار و تلاش است محدود نمودن خود به اهداف آشنای بی نیاز از کار و کوشش ، در واقع در جهت تضعیف خودباوری عمل می کند .هرچه خودباوری ما تقویت شود ، بهتر برای مقابله با مشکلاتی که در شغل و یا زندگی شخصی مان بروز می کند ، آمادگی خواهیم داشت و بعد از شکست سریعتر خود را باز می یابیم و انرژی بیشتری برای آغازی دوباره خواهیم داشت . موانع زنانی را که دارای خودباوری بالاتری هستند ، متوقف نمی سازد ، چرا که امروزه میلیونها نفر از آنان مشغول به راه انداختن کسب و کار برای خویشتن و یا در حال تلاش برای رشد در شغل شان هستند . همین طور یک ازدواج یا یک ماجرای عشقی ناموفق قادر نخواهد بود که ضمیر یک زن دارای اعتماد به نفس را آنچنان تحریک کند که از ترس احتمال ناراحتیهای آتی ، علیه هر گونه ار تباط با جنس مخالف موضع بگیرد تا جایی که به قیمت از دست رفتن جوانی و شادابی او تمام شود .
هرچه خودباوری ما افزون تر می شود ، جاه طلبی ما هم بیشتر می شود و این جاه طلبی لزوما در حرفه ی شغل و یا جنبه های مادی نیست ،بلکه همه ی جنبه های زندگی شامل جنبه های عاطفی ، ذهنی ، روحی ، را نیز در بر می گیرد ، هرچه خودباوری ما کمتر باشد ، آرزوهای کوچکتری خواهیم داشت و احتمال کمتری برای موفقیت ما وجود خواهد داشت ، هرکدام از این مسیرهای خودباوری راهنمایی برای نیل به تقویت نفس و تمرکز بر خویشتن است .
هرچه خودباوری ما بیشتر باشد ، محرک درونی ما برای بیان عقایدمان قویتر خواهد بود ، که این خود نشان دهنده ی غنای درونی ماست و هرچه خودباوری ما کمتر باشد ، نیاز به اثبات وجودمان مهمتر جلوه می کند و یا این که سعی می کنیم با زندگی مکانیکی و ناآگاهانه ، خود را به دست فراموشی بسپاریم .
هرچه خودباوری ما بیشتر باشد رو راست تر و صادق تر بوده و در ارتباطمان انطباق پذیرتر خواهیم بود ، زیرا که معتقدیم عقایدی ما دارای ارزش هستند و بنابراین از ابزار عقایدمان واهمه نداشته بلکه استقبال خواهیم کرد .هر چه خودباوری ما پائین تر باشد روابطمان به میزان بیشتری غبارآلود و حیله گرانه خواهند بود،زیرا در مورد اندیشه و احساسات خود نامطمئن بوده و نگران واکنش شنونده هستیم .
هر چه خودباوری مان بالاتر باشد بیشتر تمایل به برقراری روابط سازنده داریم تا برقراری روابط ناسالم . این بدان دلیل است که علاقه به سوی علاقه کشش دارد و سلامتی مجذوب سلامتی می شود . صداقت سرزندگی دیگران برای افرادی که از سطح مطلوبی از خودباوری برخوردارند ، طبیعتا دارای جذابیت بیشتری است تا تهی بودن و وابستگی . زنان و مردان خودباور طبیعتا به همدیگر کشش دارند و متاسفانه زنان و مردان متزلزل و نامطمئن هم جذب یکدیگر می شوند و روابط مخربی ایجاد می کنند .
اگر امید دارید که به رابطه ای شاد با یک مرد دست یابید هیچ عاملی مهمتر از خودباوری نیست ـ خودباوری شما و ایشان . برای کسب موفقیت در عشق ، هیچ مانعی بزرگتر از این نیست که ما درباره ی خود عمیقا احساس کنیم که قابل دوست داشتن نیستیم . اولین ماجرای عشقی که باید در این جهان با موفقیت به کمال برسانیم ، رابطه ای است که با خود داریم و تنها بعد از این مرحله است که می توانیم برای برقراری یک ارتباط آماده شویم و فقط پس از این مرحله است که قادر به عشق ورزیدن هستیم ، و می توانیم عشق رابه درونمان راه دهیم . پذیرش این که شخص دیگری ما را دوست بدارد . بدون حصول این اطمینان ، عشق یک شخص دیگر هیچگاه برایمان واقعی و یا متقاعد کننده نخواهد بود و در اندیشه مضطرب خود راههای زیادی برای تحلیل یا تخریب آن خواهیم یافت .
زمانی که یک زن از سطوح مطلوبی از خودباوری برخوردار است ، گرایش به رفتار مناسب با دیگران نسبت به خود دارد . او حد و مرزهایش را به روشنی می شناسد و می داند که چه چیز در رفتار فرد منتخب او قابل قبول و چه چیز غیر قابل قبول است . او رفتار ناپسند را صرفا به دلیل این که عاشق است ، نمی پذیرد . او عشق را با لذت نمی شناسد ، نه با رنج و برای عشق به اندازه ی موفقیت در زندگی شغلی ارزش قایل است .
زنانی که برای ایجاد خودشناسی Self_ Concept مثبت در جد و جهد هستند گاهی این سئوال را مطرح می کنند " که آیا خود باوری زنان در نطر مردان مطلوب است ؟" مردانی که از سطح مطلوبی از خودباوری برخوردارند به خودباوری دریک زن ارزش می نهند . آنها یک موجود وحشت زده را به عنوان شریک زندگی نمی خواهند و زنی را که دارای خودباوری است به مردی که آنقدر متزلزل است که اعتماد به نفس او موجب وحشتش می شود چه نیازی دارد ؟"
می خواهم تاکید کنم که خودباوری یک تجریه ی درونی است ؛خود باوری در بطن هستی هر فردی قرار دارد . آ ن چیزی است که فرد شخص درباره ی خود ، تفکر یا احساس می کند ، نه آن چیزی که فرد دیگری درباره ی او تصور می کند. من می توانم از عشق خانواده ، همسر و دوستانم برخوردار باشم و با اینی وجود خودرا دوست نداشته باشم (به خود عشق نورزم )ممکن است مورد تحسین وابستگان خود قرار گیرم و با وجود این خود را بی ارزش بپندارم .
می توانم تصویری از اعتماد به نفس خود نشان دهم که تقریبا همه را فریب دهد و با وجود این به صورت پنهانی با حسی از عدم شایستگی برخحود بلرزم من قادرم انتظارات دیگران را برآورده نمایم و با وجود این برای خود ناتوان باشم . می توانم به هر افتخاری دست یابم و با وجود این احساس ناکامی کنم . ممکن است مورد ستایش میلیونها قرار گیرم ولی با اینی وجود هر روز با احساس بیمارگونه ی پوچی و مغبونی ازخواب برخیزم . ستارگان مشهور موسیقی راک جهان را در نظر آورید که حتی یکی روز هم بدون مصرف موادمخدر نمی توانند بگذرانند . نائل شدن به موفقیت بدون بدست آوردن خودباوری مثبت محکومیت به احساسی شیاد گونه است که مضطربانه هر آن انتظار رسوائی دارد .تمجید و ستایش دیگران در ما خودباوری ایجاد نمی کند . تحصیل علم ، ازدواج ، والین بودن، دارایی های مادی کوششهای بشر دوستانه ، موفقیت های جنسی و تحسین همراه با حیرت دیگران هیچیک نمی توانند در ما خودباوری ایجاد کنند . این چیزها گاهی ممکن است به طور موقت باعث شوند که ما احساس بهتری در باره ی خود داشته باشیم یا در موقعیت های ویژه ای احساس راحتی بیشتری کنیم ، اما راحتی خیال ، خودباوری نیست .
بیش از سی سال مطالعه و کار با افراد به عنوان روان درمانگر ، مرا متقاعد نموده است که آداب و اعمال اصلی که خودباوری سالم به آنها بستگی دارد عبارتند از : آگاهانه زیستن ، خویشتن پذیری ، خود مسئولی، خود تائیدی ، زندگی هدفمند ،صداقت شخصی .
" ارکان ششگانه ی خودباوری " که من به عنوان نقطه عطف کارهای خود در این زمینه در نظر می گیرم به بررسی مفّصل معنای هریک از این عوامل پرداخته ام . در اینجا ، بحث را با اشاره به اصول کلی محدود می کنیم .
آگاهانه زیستن Living Consciouiy عبارت است از احترام گذاردن به واقعیتها بدون طفره یای انکار نمودن آنها ؛ آمادگی کامل داشتن در هنگام انجام هر کاری ، تلاش برای درک مسائلی که بر علایق ، ارزشها و اهدافمان تاثیرگذار و شناخت و آگاهی کامل از دنیای درون و بیرون مان .
خویشتن پذیر بودن Self Acceptance به معنای پذیرفتن و آزمودن بدون رد یا انکار واقعیت افکار ، احساسات و اعمال است . احترام گذاشتن و دلسوزی نسبت به خود ، حتی زمانی که بعضی از اعمالل یا احساساتمان مورد پسند دیگران نیست و امتناع از قرار گرفتن در ارتباطی متخاصم با خود .
خود مسئولی Self responsibility درک این واقعیت است که ما خالق گزینش ها و اعمال خود بوده و باید منبع نهایی کامیابی های خود باشیم و این که هیچ کسی وجود ندارد که به ما خدمت کند و زندگی را برای ما خوب و خوش سازد ، برایمان شادی به ارمغان آورد ویا به ما خود باوری عطا کند .
خود تائیدی Self Assertiveness احترام گذاشتن به خواسته ها و نیازهای خود و تلاش برای یافتن راههایی برای بیان آنها به صورت های مختلف و همچنین به معنای رفتار احترام آمیز با خود در هنگام برخورد با دیگران است . تمایل به این که همانگونه باشیم که حقیقتا هستیم و بگذاریم که دیگران هم خود واقعی ما را ببینند و بر عقاید احساسات و ارزش های خود پابند باشیم .
هدفمند زیستن Purposeful living یه عهده گرفتن مسئولیت مشخص نمودن اهداف و آرمانهای خود و انجام کارهایی است که به ما کمک می کنند به آنهایی نائل شویم ، و در مسیر باقی مانده و به سوی اتمام موفقیت آمیز آنها حرکت کنیم .
با صداقت زیستن Personal Integrity به معنای وفاداری نسبت به اصول رفتاری در عمل ، هماهنگی بین آنچه که می دانیم ، آنچه که ادعا می کنیم ، آنچه که انجام می دهیم و عمل به قولها و انجام تعهداتمان است .
درگروههای خودباوری تحت درمانم افرادی را به خاطر می آورم که با به کار گیری اصول فوق در فعالیت های روزمره شان زندگی خود را متحول نموده اند و در طی این مراحل اغلب هب موازات این که افراد سالمتر و قویتر می شوند ، شاهد علائم عصبی مثبت مانند کاهش وزنشان نیز بوده ام .
در سراسر تاریخ ، اغلب فرهنگ ها ، خودباوری را در زنان به عنوان خصیصه ای ارزشمند و گرانبها در نظر نگرفته اند (آنها برای مردان هم ارزشمند تلقی نکرده اند ولی این موضوع دیگری است ) . زن بودن با حالت انفعالی نه با اعتماد به نفس با پذیرش و تسلیم نه با استقلال ، با وابستگی نه با خود کفایی ، با از خود گذشتگی نه تجلیل نمودن خود شناخته می شود .
چالش با این گونه نظرات سنتی راجع به زنان و تقویت دیدگاهی که به توانایی های زنان به دیده ی احترام می نگرد ،به خودی خود عملی از خودباوری است . اگرخودباوری لازمه ی خود فرهیختگی است ، چگونه می توان به آن نائل شد ؟ در فصلهای بعدی بررسی خواهیم کرد خودباوری سالم به چه چیزهایی بستگی دارد ؟ تا کجا به اعمال ما بستگی دارد ؟ و چرا این گونه است ؟ همچنین به برسی شایع ترین سوء تعبیرهایی که درباره ی خودباوری وجود دارد می پردازیم ، مثلا عقیده ای که بیان می دارد خودباوری هدیه ای است که می توان از دیگران دریافت کرد . به بررسی مسائلی می پردازیم که شما به عنوان یک زن بزرگسال می توانید درحق خود انجام دهید و چرا این که مسئولیت اولیه و اصلی برای بالا بردن سطح خودباوری به شما تعلق دارد و تنها می تواند به شمل تعلق داشته باشد ؟ بعضی از باورها ، اعتقادات یا کارهایی که به طور مثبت یا منفی برخودباوری تاثیر می گذارند و در جهت تضعیف یا تقویت آن عمل می کنند را مورد توجه قرار می دهیم . به بعضی از قابلیتها و توانمندیهای شما اشاره می کنیم که ممکن است از داشتن آنها آگاهی نداشته باشید .
هدف اصلی این کتاب کمک به شما در جهت تقویت خودباوری و مجاهده و تلاش برای دستیابی به بهترین توانایی و استعداد درونتان می باشد .
آخرین بروزرسانی (سه شنبه ، 29 تیر 1389 ، 08:28)











