میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
مشاوره - خود باوری زنان
فصل هفتم
هدفمند زیستن
خودباوری به معنای توانایی کنترل برزندگی خود می باشد . ما یک راهنمای درونی داریم که جهت را برایمان مشخص کرده و ما را هنمون می شود . بنابراین احساس می کنیم که کانون کنترل عوامل به جای اینکه بیرون یعنی در جهان خارج قرار داشته باشد ، در درونمان است . برعکس زنانی که خودباوری پائینی دارند اصولا احساس می کند تحت عوامل خارجی هستند که عبارتند از انتخابها و اعمال دیگران . معمولا چنین زنانی به صورت انفعالی به چالشهای زندگی پاسخ می گویند .این تفاوت در نحوه ی زندگی بازتاب حدی است که یک زن آگاهانه و هدفمند عمل می کند .
هدفهای ما توان و انرژی ما را سازماندهی و متمرکز کرده و به زندگی مان معنا می بخشند . من برای تامین مخارج تحصیلاتم ، شاید مجبور به پذیرش شغلی باشم که اصلا به آن علاقه ای ندارم ، اما حتی در هنگام انجام وظایفی که به نظرم جالب ، مهیج و الهام بخش نیستند نیز می توانم با در نظر گرفتن و اندیشیدن به هدفی که به سوی آن حرکت می کنم که بر زندگی خود کنترل دارم .در صورت نداشتن هدف ، تصادف ،و احتمال یعنی انگیز ه های لحظه ای یا اعمال غیر قابل کنترل دیگران زندگی ما را هدایت می کنند . این حالت انفعالی با تجربه ی خود باوری ناسازگار و غیر قابل تلفیق است .
برای این که در زندگی خود ، آگاهانه هدفمند باشیم ، ، باید مسئولیت مشخص نمودن اهداف خود را بپذیریم . من به نام بهسازی فردی می خواهم به چه موفقیتهایی نائل شوم ؟ از نطر کاری چه هدفی برای مهم است ؟ در مورد روابطم چطور ؟ من باید در مورد نحوه ی رسیدن به هدف مورد نظرم بیاندیشم .یعنی به این سئوال پاسخ دهم : برای رسیدن به آنچه خواهانم چه کارهایی باید انجام دهم ؟ به عبارت دیگر نیاز به دنبال نمودن چه برنامه کاری دارم ؟ همینطور باید رفتار خود را در طول زمان کنترل کنم ، بدین منظور که اطمینان حاصل نمایم که از مسیر اصلی منحرف نشده و کارهایم با اهداف و برنامه ی کاری ام ، هماهنگی لازم را دارند ، در پایان هم باید نتیجه ی نتیجه ی کارهایم را مورد توجه قرار دهم تا مشخص شود که آیا آنها نتایج مورد نظر مرا تامین می نمایند یا خیر ؟ این خط مشی به میزان بسیاری در ما خودباوری ایجاد می کند چرا که در مواجهه با چالش های زندگی ، حس شایستگی را در ما خلق می کند.
دراین قسمت سه مثال ارائه می دهیم که نشان می دهند هدفمند بودن در عمل به چه معناست .
ماری یکی از مراجعبن من ، سخنانش را چنین آغاز کرد ، " می خواهم نویسنده شوم ، در واقع از زمانی که دوازده ساله بودم  در آرزوی آن بوده ام . "

من پرسیدم : " آیا تاکنون چیزی نوشته ای ؟"
او پاسخ داد :"  نه ، نه از زمان تحصیل تاکنون ."
"آیای تا به حال در مورد شیوه های نوشتن ، دوره ای گذرانده ای یا کتاب در اینی مورد خوانده ای ؟"
" نه ، حقیقتا نه "
" آیای سعی می کنی زیاد مطالعه کنی و یادبگیری که نوشته ی خوب چه ویژگیهایی دارد ؟ "
"نه "
"آیا برای نوشتن در یک موضوع خاص طرحی داشته ای ؟
" نه "
او برای نویسنده شدن فقط خیالبافی می کرد . و این هدفمند بودن نیست  به جز ناامیدی راه به هیچ جائی ندارد . من به او تکلیفی دادم ، به او گفتم می خواهم یک جواب چند صفحه ای برای این سئوال بنویسی : اگر می خواستم آرزوی نویسنده شدن را مبدل به یک هدف آگاهانه کنم ، چه کاری بایدی می کردم ؟ " یکی از نتایج این تکلیف این بود که ماری دریک دوره ی آموزشی آئین نگارش در دانشگاه یوسی ال ای نام نویسی کرد .
جین مدیر یک شرکت کامپیوتری بود و برای رشد و توسعه ی فعالیتهای شرکت ایده های زیادی داشت و در این زمینه مورد حمایتی و تشویق رؤسای خود نیز قرار می گرفت . ولی همیشه با درگیر نمودن خود با مشکلاتی که توسط افراد تحت سرپرستی اش به او انتقال داده می شدند ، از کارهای اصلی اش باز می ماند . " می دانم که واقعا وظیفه ی من حل مشکلات آنها نیست. این در واقع مسئولیت آنهاست ، اما من همیشه خود را یک مراقبت کننده فرض کرده ام ، و همواره برایم بسیار مشکل بوده که به مردم نه بگویم . هر کسی مرا به خاطر چیزی می خواهد بدین ترتیب اغلب مجبورم برای انجام کارهای خود بعد از رفتن همه تا دیر وقت کارکنم . "
از او پرسیدم : " اگر شما می خواستید در جهت رسیدن به اهداف خود پروژه هایی را که شرکت از شما می خواهد انجام دهید ، به چه طرق متفاوتی با کارکنان تحت سرپرستی خود رفتار می کردید .
" باید مسائلی را که مربوط به خود آنها می شد ، برای حل به خودشان باز می گرداندم و به آنها مسئولیت بیشتری می دادم ."
" وچه چیزی مانع این کار می شد ؟ "
" خوب شاید اگر من این کار را می کردم .... آنها دیگر مرا دوست نمی داشتند ."
"بنابراین اگر قرار بود از آنها بخواهید که خود مسئول تر باشند ( که راهی برای توانمند شدن آنهاست )، از شما می رنجیدند . "
" واقعا تصور نمی کنم که می رنجیدند ، اما نکته ی اصلی این نیست به نظر شما چه طور ؟ "
" کاملا درست است . نکته ی اصلی این است که هدفمند زیستن نه تنها به نظم و انضباط ، بلکه به شهامت هم نیاز دارد ـ شهامت احترام گذاردن به ارزشها و ادهداف خود ، با حمایت یا بدون حمایتی مشتاقانه ی دیگران . "
همانگونه که جین می آموخت که بر ترس خود غلبه نمایدی و در کاوش هدفمند و متمرکز باشد  ،اتفاق باورنکردنی به وقوع پیوست : عملکردش بهبود یافت ، خودباوری اش افزایش یافت و از زندگی لذت بیشتری برد .
اگر افراد اهمیت هدفمند عمل کردن را درک کنند، به احتمال قوی آن در شغل خود به کار می برند . اما احتمال ضعیفی وجود دارد که در زندگی خصوصی هم آن را به کار ببندند ، مثالهایی که تاکنون ارائه شد مربوط به کار بود در این قسمت مثالی درباره ی عشق و زندگی خصوصی می زنیم .
کارولین احساس می کرد که بین شغلش به عنوان یک تاجر بسیار موفق گل و زندگی خصوصی اش در حال خرد شدن است . او می گفت : " من آرزو دارم که برای ماکس همسر خوبی باشم و واقعا به او علاقمندم  . ولی ا ومرتبا شکایت می کند که من وقت کافی به زندگی مشترکمان اختصاص نمی دهم . یا در حال انجام دادن کارهایم هستم و یا با تلفن صحبت می کنم."
 من از او پرسیدم : " میل داری در چه چیز تغییر ایجاد کنی ؟ "
فکر می کنی با انجام چه کارهایی می توان باعث شادی بیشتر خود و همسرت شوی ؟ "
او با تردید پاسخ داد: " با کمک به برقراری ارتباططی بهتر . "
" بسیار خوب اگر این هدف شماست ، باید چه کارهایی برای ایجاد یک ارتباط بهتر انجام دهید ؟ "
به خوبی واضح بود که تاکنون با این نوع سئوال کردن رو به رو نشده است " . از این که باید اعتراف کنم که نمی دانم ، ناراحتم . من می دانم که امسال هدف کاری من بیست درصد افزایش در فروش است که همانطور که می دانید برای رسیدن به آن هم برنامه کاری داشته ام . اما فکر می کنم که برای بهبود روابطم هدفی نداشته ام و این تنها در حد یک آرزو بوده است . "
کارولین آنچه را که تجربه ی جالب می نامید ، آغاز کرد تا بیاموزد که اگر همان اندازه هدفمندی و تمرکز را که در فعالیتهای کاری اش به خرج می دهند برای بهبود روابطش به کار بندد ، چه اتفاقی می افتد . بدین معنا که در تنظیم وقت خود دقت بیشتری کند ، به هر صورتی که ماکس از نبود او در زندگی مشترک رنج نبرد . اکنون در هر دوبخش زندگی (کاری و خصوصی )موفق است .
یکی از روشهای مؤثر برای افزایش خودباوری و به تبع آن کسب رضایت بیشتر تبدیل نمودن آرزو به هدف است . شیوه انجام کار را دوباره مرور می کنیم :
از خود سئوال کنید" اگر مقصودتان رسیدن به هدفتان در واقعیت ( به جای صرفا آرزو کردن آن ) بود ، باید چه کارهایی انجام می دادید ؟ "
یک برنامه کار طراحی کنید و اجرای آن را شروع کنید .
پیشرفت خود را کنترل کرده و به نتایج کارهای خود توجه کنید و در صورت لزوم برنامه و رفتار خود را تنظیم کنید .
تا حصول نتیجه ی نهایی از خود استقامت نشان دهید و نظاره گر رشد خود درقدرت شخصی باشید .
در این قسمت یک تمرین تکمیل جمله برای کمک به تقویت هدفمند زیستن ارائه می شود :

اگر5درصد بیشتر هدفمند عمل می کردم ، ______________
اگر 5درصد بیشتر درکارم هدفمند بودم ، ______________________
اگر 5 درصد بیشتر در روابط خود هدفمند بودم ، _________________
اگر 5درصد بیشتر در حفظ سلامتی خود هدفمند بودم ، __________________
اگر می خواستم این ایده ها را به عمل تبدیل کنم باید ، ________________
من در حال آگاه شدن هستم ،__________________________________
 
ورود و خروج



برای بهره مندی از امکانات سایت ، لطفا عضو شوید.
حاضرین در سایت
ما 9 مهمان آنلاین داریم
تبلیغات
طراحی سایت ، هاستینگ ، دومین
همایشهای تی تی ال
همایش تی تی ال
مترجم مطالب سایت به زبانهای دیگر

تبلیغات

پیشنهاد تی تی ال برای میزبانی و طراحی وب سایت شما . طراحی سایت ( فضای وب ) ، ثبت دامین (نام سایت) و هاست ( فضای وب ) - سی پکت . به سریعترین شکل ممکن صاحب یک وب سایت شوید.
بنر