میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
مشاوره - خود باوری زنان
فصل دهم
ترس از خودخواهی
" منظور شما این است که خود خواهی کار اشتباهی نیست " من در سراسر زندگی حرفه ای خود ، چه در هنگام ایراد سخنرانی یا حین روان درمانی با اشکال گوناگونی از این سئوال ، مواجه بودم .
منظور کسانی که این سئوال را مطرح می کنند این نیست که " آیا من اجازه دارم به حقوق دیگران تجاوز کنم ؟ آیا ، درست است که در مقابل رنجهای بشریت بی تفاوت بود ؟ آیا مهربانی و بخشندگی فضیلت نیستند ؟ "
منظور آنها این است که " آیا من حق دارم به نیازهاو خواسته های خود احترام گذاشته و بر اساس بهترین قضاوت درونی خود عمل نموده و برای شادمانی خود تلاش کنم ؟ " ، آیا منظور شما این است که من نباید مطابق آمال و آرزوهای دیگران زندگی کنم !"
من اغلب هنگام مواجهه با زنانی که در جهت کسب ارزشهای خود سعی می کنند بیشتر اظهار نظر کنند ، با طرح چنین سئوالاتی رو به رو می شوم . اگر زنان احساس می کنند که به طور خاصی در برابر خودخواهی آسیب پذیر هستند ، بدان علت است که اجتماع آنان را به صورت پرستار و مراقبت کننده ای با آورده و به آنها تعلیمات صریحی داده شده که آخر از همه به خود بیاندیشند.
اگرچه  مردان از این مشکل تفسیری دیگری دارند : وظیفه ی زنان فریضه ی انجام دادن کارهاست ، صرف نظر از هزینه ای که شخصا باید بپردازند ، و هرگز و هرگز هم نباید شکایت کنند .
من به آنها آموزش دادم که نفع شخصی روشن بینانه لازمه ی یک زندگی راضی کننده و منطقی و همینطور ضرورت خودباوری است . و این نظریه ای است که درباره ی آن سوء تعبیرهای زیادی وجود دارد .
آشفتگی مربوط به این مسئله ، به ندرت به زنان محدود می شود. از زمان کودکی همیشه به ما می گویند که خود خواهی کار آسانی است و این فداکار بودن است که شهامت می خواهد ، همه ی افرادی که به فعالیتهای روان درمانی اشتغال دارند به خوبی می دانند که انجام دادن عکس آن است که جرات و شهامت می خواهد : تکریم و گرامی داشتن آرزوها ، برخورداری از ارزشهایی منحصر به خود وفادار ماندن به آنها و مبارزه برای رسیدن به اهداف ، چه خانواده و دوستان آن را تایید کنند و چه تایید نکند . برای اکثر افراد رها کردن آنچه که واقعا  می خواهند بسیار ساده است .
زمانی که به خودخواهی به شیوه ی مثبت آن اشاره می کنیم ، درباره ی خودخواهی حقیرانه ای که به معنای صرفا اهمیت دادن به خواستهای خود و رفتار نمودن به گونه ای که گویا دیگران تنها برای خدمت به ما زندگی می کنند ، سخن نمی رانم .
من راجع به خودخواهی هوشیارانه ی فرد اندیشمندی سخن می رانم که به نیازها و خواسته های خود به دیده ی احترام نگریسته و تمایل دارد که برای منافع به حق خود ایستادگی نماید .
راشل سوداگری بود که چاپخانه ی خود را اداره می کرد . او نامزد جراحی شده بود که بسیار خود بین بود و توجه بسیار اندکی به علایق دیگران داشت . او درباره ی عشقش نسبت به راشل ، سخنان بسیاری می گفت ولی هر گاه که راشل سخنان او را قطع می کرد تا از عشق خود سخنی بگوید ، ناراحت می شد .
نامزد راشل درجمع بسیار فریبنده و مهربان به نظر می آمد ، ولی اغلب هنگام صحبت با راشل بداخلاقی و غیر قابل تحمل می شد . او مرتبا از مشکلاتی که با همسر سابقش داشت ، دردسرهایی که پسر نوجوانش  برایش ایجاد می کرد .، مدیر نالایق اداره اش و همه افراد دیگری که به نظر نمی رسید تمایلی داشته باشند که او به آرزوهایش برسد ، صحبت می کرد .
در نتیجه او دریافت که برقرار نمودن ارتباط و صمیمیت با راشل دغدغه آفرین است . او علاقه داشت که درباره ی عشقش صحبت کند ولی هیچ ارتباط عاشقانه ای برقرار نمی کرد .
 زمانی که راشل سعی کرد که ناراحتی اش را از این که هیچوقت به او فرصت نمی دهد که علائق خود را ابراز کند ، بیان نماید نامزدش سخنانش را قطع کرد و به او گفت : " نمی توانی درک کنی که زندگی تا چه حد برای من مشکل بوده است . " در نتیجه راشل کوشش بیشتری کرد تا با نادیده گرفتن رنجهای خود رنجهای او را درک کند .
بعد از حدود یک ماه روان درمانی او اولین کوشش در واقع چالش آمیز خود را برای بیان ناامیدی اش نسبت به این رابطه به خرج داد .نامزد او بدون معطلی سخنانش را قطع کرد و به او گفت : چطور می توانی تا این حد خود خواه باشی ؟"
آنچه مهم است گفته ی نامزد راشل نیست بلکه این است که این تهمت راشل را به کلی ناتوان ساخت و باعث شد دیدگاه واقعی خود را از دست بدهد . انعکاس صدای مادرش که از مدتها قبل چنین می گفت در ذهنش بود ، " همیشه دیگران را مقدم بدان ، چیزی نگو که کسی را ناراحت کند، خود خواهی یک گناه است ." وقتی راشل تهمت نامزدش را در مورد خودخواهی شنید نمی دانست چه پاسخی بدهد .
او از من پرسید : " آیا فکر می کنی من خود خواه بودم ؟ "
" شما همیشه از این که علائق او را به علائق خود ترجیح داده اید خسته شدید و خواستید برای یکبار هم که شده به احساسات و علائق خود ارج نهید . "
او مصرانه پرسید : " اما آیا این کار خودخواهی است . "
من پاسخ دادم : " بله ، البته که خود خواهی است همانطور که نفس کشیدن نوعی خودخواهی است . "
مسئله این نیست که نباید مهربان باشیم و نباید به نیازهای همسرمان احترام گذاریم ، بلکه نکته ی اصلی این است : ارتباطی که در آن همیشه یک نفر فداکاری می کند و دیگری نسبت به او فداکاری می شود ، رابطه ای مخرب است . هدف از برقراری هر رابطه ای کسب شادمانی است نه صدمه به خود .
راشل آموخت که به آرامی و واقع بینانه از او پرسید : " آیا از من می خواهی که احساسات تو را از احساسات خود مهمتر در نظر بگیرم ، آیا می خواهی به من بفهمانی که آنچه را که تو اکنون می خواهی بگویی ارزش شنیدن دارد ولی سخنان من ارزش شنیدن ندارند ؟ "
نهایتا زمانی که او با فریاد سخنان راشل را قطع کرد وگفت : مراجعات روان درمانی باعث شده که اخلاق زنانه ات صدمه ببیند : "راشل مصمم شد که به رابطه با او خاتمه دهد ، و تعجب کرد که چرا زودتر این کار را نکرده ، که البته به معنای سادگی این کار نیست .
بیشتر زنانی که سعی می کنند بیش از پیش عقاید و نظرات خود را با اطمینان بیان کنند ، اغلب به خود خواهی متهم می شوند ، این اتهام معمولا به عنوان حربه ای برای اعمال کنترل و سلطه به کار می رود . وقتی زنان با منتقدشان عمل می کنند ـ یعنی از علائق خود چشم پوشی می کنند .
وقتی که آسترید یکی از مراجعان من به والدینش گفت که تصمیم گرفته که بچه دار نشود و در عوض آن تمام انرژی خود را بر کارش متمرکز کند ، آنها گفتند " چطور می توانی انقدرخودخواه باشی ؟ "
زمانی که فلورانس که یک کارگزار املاک بود ، قصد خود را برای ازدواج مجدد مطرح کرد که پسرش 18 ساله اش با سرزنش چنین گفت : " دراین صورت وقت زیادی برای من نخواهی داشت . چطور می توانی تا این حئ خودخواه باشی ؟"
هنگامی که ماکسین که مشغول تحصیل برای اخذ درجه ی حقوق بود از شوهرش که قبلا به او کمک کرده بود که تحصیلاتش را تکمیل کند درخواست نمود که برای تامین مخارج تحصیلات به او کمک کند ، چنبن پاسخی شنید :" چقدر خودخواه شدی  و مرتبا تقاضایی مطرح می کنی ؟"
مالوری یک اغذیه فروشی را با شراکت فرد دیگری اداراه می کرد وقتی که او به شریک خود گفت که ارتباط کاری مؤثری ندارد وبه دلیل این که کارهای مربوط به خود را انجام نمی دهد و بیش از حد به او کار محول می کند احساس می کند استثمار شده و تصمیم دارد کار جدیدی را آغاز کند ، شریکش معترضانه به او گفت : " خدای من تو خیلی خودخواه شده ای . من فکر می کردم که ما دوست هستیم ."
آن چیزی که مردان و زنان خودخواه ( در معنای حقیرانه ی آن) که به جز برطرف ساختن نیازهای خود هدفی نداشته ، در حالی که کمترین توجهی به نیازهای دیگران ندارند و همواره هم انتظار دارند که دیگران همه چیز را برایشان محیا کنند ، باید بیاموزند ، فداکاری نیست ، بلکه عدالت و واقعیت است . مشکل آنها خودخواهی شان نیست بلکه عقاید جاهلانه (یا کودکانه) شان درباره ی نفع شخصی ، مشکل اصلی آنهاست .
با این وجود زنان امروز در حال بیدار و آگاه شدن هستند . وتکنش این گونه زنان که مخاطب سخنرانی هستند که چنین می گوید را مجسم کنید :
"به خواسته ها و نیازهای خود فکرنکیند ـ تنها به نیازها و خواسته های کسانی که به آنها خدمت می کنید بیاندیشید . از خود گذشتگی بالاترین فضیلت برای شماست " اما مردان هم باید درباره ی این موضوع یبیاندیشند . از خود گذشتن برای همه بالاترین فضیلت است.
قبل از درک این موضوع که هر انسانی یک هدف برای خودش می باشد نه وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگران ، ما نمی توانیم با دیگران به گونه ای شایسته رفتار کنیم  . ما باید درک کنیم که دیگران اموال ما نیستند همانگونه که ما اموال کسی نیستیم .
ما باید یکدیگر را افرادی مساوی ، خود مسئول و منطقی در نظر بگیریم که برای فدا شدن برای همدیگر خلق نشده ایم . بدون درک ، ما خودباروی نخواهیم داشت برای زندگی و برقراری روابط سالم اساس و پایه ی خوبی نیست .   
 
ورود و خروج



برای بهره مندی از امکانات سایت ، لطفا عضو شوید.
حاضرین در سایت
ما 7 مهمان آنلاین داریم
تبلیغات
طراحی سایت ، هاستینگ ، دومین
همایشهای تی تی ال
همایش تی تی ال
مترجم مطالب سایت به زبانهای دیگر

تبلیغات

پیشنهاد تی تی ال برای میزبانی و طراحی وب سایت شما . طراحی سایت ( فضای وب ) ، ثبت دامین (نام سایت) و هاست ( فضای وب ) - سی پکت . به سریعترین شکل ممکن صاحب یک وب سایت شوید.
بنر