میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
مشاوره - خود باوری زنان
فصل هجدهم
آزمایشی برای رسیدن به صمیمیت
هلن و پل در روابط خود به بن بست رسیده بودند . آن دو به یکدیگر عشق می ورزیدند ولی به نظر می آمد که بدون رنجش و اختلاف با هم ارتباط برقرار کنند . شش سال از زندگی مشترکمان می گذشت . هلن وحشت داشت که از ترس و اضطرابش با پل سخنی بگوید ، چرا که او را دور از دسترس می دید و پل هم با این وحشت که مبادا " ضعیف به نظر آید " قادر نبود به هلن بگوید که عاشق اوست . و بدین ترتیب چون نمی توانستند نقاط ضعف هم بر طرف سازند در مقابل هم حالت تدافعی می گرفتند . هلن اغلب با صدایی بلند و حالتی آزار دهنده سخن می گفت و پل همواره تمایل به سکوت داشت و مهجور و گوشه گیر به نظر می آمد . بعضی اوقات آن دو سخنان تند و بی رحمانه ای به هم می گفتند .
زمانی که برای روان درمانی مراجعه نمودند در روابط خود تاحدی به بن بست رسیده بودند که به ندرت حتی کلمه ای با هم سخن می گفتند .
به آنها تکلیفی دادم که آن را " آزمایشی برای رسیدن به صمیمیت " نام نهاده ام . این روش ممکن را هنگام مشاوره با زوجهای بسیاری به دفعات به کار برده ام . آن چیزی که در این روش از آنها می خواهم که انجام دهند این است : دوازده ساعت راباهم در یک اتاق کاملا تنها سر کنند ، بدون این که کتاب یبخوانند ، تلویزیون تماشا کنند یا این که بیرون از اتاق به جایی بروند ، و به طور کلی استفاده از هر وسیله ای که به نوعی مانع از برقراری ارتباط واقعی شان شود ، مجاز نیست . همینطور مجاز نیستند که در این مدت بخوابند و برای نگهداری فرزندانشان هم باید ترتیبی بدهند که کسی در این مدت این کار را برایشان انجام دهد .
به آنها گفتم که انجام این آزمایش در هتل ایده آل است چرا که می توانند بدون صرف وقت برای تهیه غذا، از خدمات هتل استفاده کنند . به جز هنگام استحمام ، باید همه ساعات و لحظات این دوازده ساعت را با هم بگذرانند .
 همین طور باید توافق می کردند که در صورت بروز مشاجره هر قدر هم که سخن طرف مقابل آزار دهنده باشد ، به هیچ وجه اتاق را ترک نکنند . آنان مجاز هستند که ساعتهای طولانی را با سکوت مطلق طی کنند ولی در هر صورت باید در کنار هم بمانند .
آنها مختار بودند که در طی این دوازده ساعت راجع به هر موضوعی که می خواستند ، چه در مورد خودشان یا در مورد روابطشان صحبت کنند اما مجاز نبودند که از کار ، مدرسه ی بچه ها ، تغییر دکور اتاق نشیمن یا موضوعاتی از این قبیل صحبتی به میان آورند . تمرکز اصلی باید بر روی خودشان باقی می ماند .
فرضیه ی زیر بنایی این تکلیف این است که هنگامی که تمام راههای فرار مسدود است ، افراد اغلب پیشرفتهای غیر منتظره ای را در وابط خود تجربه می کنند با گذشت ساعات زوج های شرکت کننده در این آزمایش می بینند که در سطحی عمیق تر از خودشان صحبت می کنند .
به نظر می رسید که هلن برای انجام دادن این تکلیف هیجان زده است در حالی که پل تا حدودی مضطرب بود .
پل با دستپاچگی پرسید :"دوازده ساعت ؟ "
من باخنده از او پرسیدم :" منظور شما این است که شما برای یک عمر زندگی مشترک با هم ازدواج کرده اید ، ولی دوازده ساعت برای این که با هم تنها باشید ، زمانی طولانی است ؟
آن چیزی که راجع به هلن و پل اتفاق افتاد ، نسبتا خاص بود . صبح هنگام ، آنها اتاقی را دریک هتل رزو کردند و متعهد شدند تا برای انجام این آزمایش از ساعت 10 صبح تا 10 شب در آنجا بمانند .چند ساعت اول کمی احساس خجالت و ترس می کردند ، بعد در مورد این آزمایش شوخی کردند که آیا روان درمان سلامت روانی دارد که چنین آزمایشی را پیشنهاد کرده است و بدین ترتیب از برقراری ارتباط واقعی حذر کردند .بعد هلن چیزی گفت که باعث آزار پل شد و پل هم در جواب با سخن خود موجب آزار هلن شد و بدین ترتیب مدتی را با دعوا و جدل گذراندند . بعد از صرف ناهار  روابطشان گرمتر و نزدیکتر شد . آنها احساس کردند که به هم نزدیکتر شده اند و انجام  آزمایش ایده ی بسیار خوبی بوده ـ با وجود پل پیشنهاد کرد که به سینما بروند . اما تعهدشان را به یاد می آوردند و از تصمیم خود منصرف شدند . ساعت 2.5 بعد از ظهر بود و هنوز هفت ساعت و نیم در پیش رو داشتند . حالا آزمایش واقعی شروع شده بود . آنها دعوا کرده بودند ، ناهار خورده بودند ، دوباره به هم نزدیک شده بودند و حال به نظر می رسید که فقط یک مورد فراموش شده ، صحبت درباره ی احساساتشان و آن دو درباره ی احساساتشان نیز با هم صحبت کردند و یا فراموش کردن این که این وضعیت مصنوعی است ، به سطوح عمیق تری از صداقت و صمیمیت گام نهادند . هلن از ترسی گفت که آن را با خشم سرپوش گذاشته بود و پل هم گفت که با کناره گیری سعی می کرده  که ترس خود را مخفی نماید . آنها گفتند که تا چه حد از این که عشق  همدیگر را از دست بدهند وحشت داشتند . آنان از عواملی سخن گفتند که باعث صدمه به روابطشان شده بود . در مورد روشهای جبران آن هم صحبت کردند ، درباره ی چیزهایی سخن گفتند که از روابطشان می خواستند و به ندرت به دست می آوردند ، آنها گریستند ، از لحاظ احساسی به هم نزدیکتر شدند و بار دیگر با چیزی که باعث نزدیکی شان شده بود ، پیوند خوردند ولی دوباره وارد بحثی شدند که باعث شد از هم دور شوند  پل پرسید : " آیا ما می خواهیم که بنشینیم و با خشم به هم خیره شویم یا این که مشکلمان را حل کنیم ؟" با این حرف پل دوباره به هم نزدیک شدند و بازهم در سطحی عمیق تر با هم ارتباط بر قرار کردند ،همانگونه که جرات بیشتری پیدا می کردند که با خود رهایی ریسک کنند از احساسهایی ، شاد یا غمگین سخن گفتند که تا آن زمان هرگز سخن نگفته بودند .
هفته ی بعد پل با خوشحالی گفت : " ما تصمیم گرفتیم که این تمرین را هر شش هفته یکبار تا زمانی که زندگی مشترکمان کاملا به حالت اولیه ی خود بازنگشته تکرار کنیم ، وقتی همه ی درهای خروجی بسته است ، و شما دو نفری باشید که دوازده ساعت پیش رو دارند ، آنچه اتفاق می افتد باور نکردنی است . "
به ندرت پیش می آید که هنگام مطرح نمودن این آزمایش ، هر دو نفر با اشتیاق از آن استقبال کنند . همیشه درجاتی از اضطراب و دلواپسی وجود دارد . من زوجهای بسیاری را می شناسم که انواع مشکلات قابل تصور ارتباطی داشته اند و با انجام این آزمایش به پیشرفتهای غیر منتظره ای نائل شده اند . بعضی اوقات و البته به ندرت ، اولین کوشش باشکست مواجه می شود . بیشتر آشفتگی و جنجال وجود دارد تا روشنی و نزدیکی . اگر چه من حتی یک مورد را هم به خاطر نمی آورم که انجام آزمایش دوم این بن بست را نشکسته باشد .
در طی بیست سال گذشته فقط سه دفعه را به یاد می آورم که زوجها در انتهای آزمایش تصمیم به جدایی و پایان دادن زندگی مشترکشان داشتند و اگرهدف از این آزمایش رسیدن به روشنی در روابط باشد ، آن هم یک موفقیت است .
زنی آنقدر تحت تاثیر نتایج این آزمایش با شوهرش قرار گرفته بود که انجام آن را با مادرش که با او مشکلات ارتباطی زیادی داشت پیشنهاد کرد و تصمیم گرفتند که دوازده ساعت با پیروی از همان مقررات ، آزمایش را انجام دهند نتیجه ، پیشرفتی غیر منتظره در حس تفاهم آناه با یکدیگر بود .
هنگامی که این ماجرا را دریکی از گروههای تحت درمانم تعریف می کردم ، یکی از زنان گفت : " به نظر من این آزمایش نباید محدود به روابطی باشد که در آنها مشکل وجود دارد . " و این آزمایش را به نزدیکترین دوست خود پیشنهاد کرد . با انجام این آزمایش آنها به درک خاصی از هم نائل شدند که قبلا هرگز نداشتند . او گفت : " ما شاید صدها ساعت را با صحبت با هم در رستورانهای مختلف گذرانده ایم ، ولی هر گز در مورد چیزهایی که آن دوازده ساعت صحبت کردیم ، سخنی نراندیم . وقتی که خود را از دنیای بیرون و هر چیزی که در آن قرار دارد ، منکف می کنیم ، بسیاری از مسائلی که غیر ممکن به نظر می آیند ، ممکن می شوند . آیا جالب و هیجان انگیز نیست که این آزمایش را با هر کسی که در زندگی شما برایتان اهمیت دارد ، انجام دهید ؟ "
آنچه در این آزمایش دوست دارم ، ساده بودن آن است و این که انجام آن احتیاج به دستور العمل های زیادی ندارد . فقط باید محیطی را خلق کرد که صمیمیت درآن امکان پذیر باشد .
آیا این کار برای بسیاری از مردم وحشت آور نیست ؟ البته چرا ، چون که این آزمایش دعوتی است برای گام نهادن به سرزمین ناشناخته ها ، و آنچه اتفاق می افتد قابل پیش بینی نیست . وقوع اشتباهات در هر جایی ممکن است ، اما تصور هر چیز ارزشمندیا مهمی بدون نیاز به خطر کردن مشکل است .
می توانم پیش بینی کنم که بسیاری از خوانندگان خواهند گفت : " موضوع این آزمایش بسیار فریبنده است ، اما دوازده ساعت ؟ نمی توانیم این آزمایش را در 6 ساعت انجام می دهیم ؟ "
بله دوستان دوازده ساعت ، اگر واقعا شما می خواهید که آنچه را این آزمایش به شما عطا می کند دریابید . روابط شما ارزش صرف این دوازده ساعت را دارند
 
ورود و خروج



برای بهره مندی از امکانات سایت ، لطفا عضو شوید.
حاضرین در سایت
ما 11 مهمان آنلاین داریم
تبلیغات
طراحی سایت ، هاستینگ ، دومین
همایشهای تی تی ال
همایش تی تی ال
مترجم مطالب سایت به زبانهای دیگر

تبلیغات

پیشنهاد تی تی ال برای میزبانی و طراحی وب سایت شما . طراحی سایت ( فضای وب ) ، ثبت دامین (نام سایت) و هاست ( فضای وب ) - سی پکت . به سریعترین شکل ممکن صاحب یک وب سایت شوید.
بنر