|
اجتماعی -
انسانها
|
|
چهارشنبه ، 20 بهمن 1389 ، 05:15 |
تعريف تشويق از نظر لغوي كلمه تشويق از واژه شوق و علاقه گرفته شده و به باب تفعيل (تشويق) شده است و از نظر اصطلاحي تشويق، بر ايجاد رغبت و علاقه به انجام يك كار در فراگيران گفته ميشود. به نظر موريس، پاداش معمولا رويدادي است كه بلا فاصله بعد از رفتار اتفاق ميافتد و سبب اجراي رفتار ميشود. تشويق در امر يادگيري و آموزش، عامل و محركي اساسي براي كودك به حساب ميآيد. تجربيات نشان داده كودكاني كه در كلاس و مدرسه به خاطر درس مورد تشويق قرار ميگيرند بيش از ديگران به فراگيران در يادگيري كمك ميكنند و به فراگيري مسائل موفق ميشوند. نقش تشويق در يادگيري به مراتب مهمتر و مؤثرتر از نقش تنبيه است. همچنين تشويق در يك درس، اگر چه سبب رشد و پيشرفت كودكان در همان درس ميشود ولي اثر عام آن، آنقدر پردامنه است كه ديگر دروس را هم در بر ميگيرد اين امر بهخاطر آن است كه كودك در اثر تشويق كلا ديدي مثبت به يادگيري پيدا كرده و بصورت كليتري به درس و مدرسه علاقه پيدا ميكند. بدين ترتيب ميتوان گفت كه پاداش، عكس العملي است كه مربي بدنبال رفتار مطلوب متربي از خود نشان ميدهد و باعث تكرار رفتار در موقعيتهاي بعدي ميگردد. پس بهتر است در فرآيند ياد دهي-يادگيري از تشويق بيش ار تنبيه استفاده كنيم، مگر در مواردي ناچار باشيم از تقويت منفي استفاده كنيم. اصول تشويق اهم شرايطي كه در تشويق كودكان و حتي بزرگسالان بايد مدنظر قرار گيرد عبارتند از: 1 -شرط سني: در تشويق كودكان شرط سن مهم است. در هر سني مقتضياتي را بايد در نظر گرفت و اين امر شدني نيست. مگر اينكه آگاهي از متون روانشناسي و اطلاعات روانشناسي كودك و نوجوان داشته باشيم. 2-شرط جنس: تشويق بهتر است براي پسر و دختر متفاوت باشد. بدين معني كه شرايط حيات رواني و اجتماعي آن را مورد نظر قرار دهيم. پسران بيشتر به اسباب بازيهاي جنگي، رزمي و ورزشي راغبند و دختران بيشتر به ظرافتكاريها و زيباييهاي اسباببازيهاي خانوادگي علاقه نشان ميدهند. 3-شرط رواني: نكته مهمي كه در تشويق بايد مد نظر قرار گيرد شرط رواني در سنين مختلف و نوع پايبندي آنها به لذات است. 4-شرط كار و تلاش: در تشويق كودك اعطاي جايزه به آن بايد بين ميزان كار و تلاش و ميزان تشويق رابطه وجود داشته باشد. يعني ميزان تشويق دانشآموز با ميزان فعاليت انجام شده برابر باشد تا اثر تربيتي تشويق از بين نرود.
محاسن تشويق 1- تشويق محرك قدرتمند: تشويق سبب پيدايش رغبت و شوق به كار و كوشش و تحصيل ميشود و ميتواند نقش جهتدهنده در انجام فعاليتهاي روزمره داشته باشد و زمينه تفكر آيندهساز و آيندهگزين گردد. 2- مداومت در كار نيك: از مواردي كه بهعنوان اثر و فايدهي تشويق در امر تعليم و تربيت ميتوان نام برد، ادامه كار مفيد است. زماني كه شخص از نظر روحي و رواني احساس ميكند كه مفيد واقع شده تلاش ميكند تا كار و مساعي اش مستدام باشد و بطور هميشگي تا آنجايي كه برايش امكانپذير است كوشش مينمايد تا شايستگي اش را حفظ كند. 3-تشويق عامل پيدايش شهامت: بهگونهاي كه فرد جرات آن را پيدا ميكند كه به كاري اقدام كرده يا دست از كاري بردارد. 4-تشويق عامل شادابي فرد: تشويق سببي است براي شادابي و نشاط رواني، ميل به زندگي و انجام وظيفه را در فرد پيدا ميكند. 5-تشويق محرك خلاقيت: تشويق عاملي براي بهكار انداختن ابتكار و خلاقيت، ابداع و اختراع است. اثرات نامطلوب عادت به تشويق بايد سعي نمود فراگير به تشويق و جايزه عادت نكند. بطوري كه اگر مورد تشويق قرار نگرفت و يا جايزهاي دريافت نكرد از كار نيك باز بماند. ضمنا بايد دقت نمود تشويق بهعنوان هدف آموزشي تلقي نشود بلكه وسيلهاي براي رسيدن به اهداف عالي باشد. لذا عادت به تشويق ميتواند خطرساز باشد و اگر اين تشويقها، از كار فرد مورد تشويق، ارزش بيشتري داشته باشد باعث ميشود عادت ناسالمي در فرد ايجاد شود. كه بعدها در مقابل هر تلاشي، هر چند اندك انتظار ستايش و تفدير خواهد داشت. اثر نامطلوب ديگر آن اين است كه گاهي در فرد حالت رشوه خواهي ايجاد ميشود و تا اطمينان به تشويق نداشته باشد از انجام كار ميپرهيزد. تحقيقات روانشناسان نشان داده است: كودكاني كه عادت تشويق در آنها ايجاد شده در بزرگسالي بدون گرفتن پاداش حاضر نيستند به همنوعان خود كمك كنند. از اثرات نامطلوب ديگر تشويق ايجاد دلهره و اضطراب و نگراني است كه اثرات نامطلوب بر وجود انسان ميگذارد. مسأله مهم ديگر آن است كه تشويق و ستايش متربي آنقدر زياد نگردد كه موجب غرور و بزرگي كاذب در شخص شود. حضرت علي در اين مورد ميفرمايند: در مدح و ستايش كسي مبالغه و زياده روي نكن كه باعث فساد در خود و ديگران ميشود. مسائل مربوط به تشويق 1- افراط و تفريط: اگر اصلا تشويق وجود نداشته باشد باعث بيماريهاي روحي ميشود. همچنين استفاده زياد نيز باعث ميشود كه فرد عادت به تشويق كند و اگر در شرايطي تشويق وجود نداشته باشد كار نيك هم نخواهد بود. 2-تبديل تشويق از وسيله به هدف: تشويق بايد بعنوان وسيلهاي براي رسيدن به هدف باشد كه متأسفانه بعضي مواقع تشويق هدف قرار ميگيرد. يعني اگر شخص كار نيكي را انجام دهد صرفا بهخاطر گرفتن جايزه و تشويق است. 3-بهوجود آمدن مقايسه در تشويق: متأسفانه ضعفي كه زياد به چشم ميخورد قياسي است كه ميان دانشآموزان ضعيف با قوي صورت ميگيرد. مربيان بدون توجه به استعدادهاي جسمي و روحي و تواناييهاي افراد آنها را با هم مقايسه ميكنند كه تأثيرات نامطلوب دارد. 4-تشويق يك كار تعليمي است و يك روش مثبت به شمار ميرود: يعني در تعليم و تربيت، تشويق، عامل تسهيل يادگيري، تداوم فرايند ياددهي-يادگيري ميباشد، نه فقط عامل تكرار يك رفتار كه توسط دانشآموز در موقعيتهاي مختلف باشد. زيان عدم تشويق تشويق نكردن نه تنها فرد را در بيتفاوتي نگه ميدارد بلكه در مواردي عارضهآفرين و سبب وارد آوردن صدمه و لطمه بر شخصيت فرد است. تحقيقات روانشناسان نشان داده كه اگر طفلي براي عملي مورد تأييد قرار نگيرد، تدريجا نسبت به آن بيتفاوت و حتي رويگردان ميشود. همانگونه كه گلها براي رشد نياز به نور، آب، حرارت و هوا دارند كودكان نيز براي پيشرفت خود نياز به تشويق دارند. پس چنانچه دانشآموزان از قبال انجام كار بيش از حد مورد انتظار تشويق شوند، چه بسا رغبتشان براي انجام مجدد آن كار و كارهاي مشابه كاهش يابد. اقسام راههاي تشويق 1-تشويق مستقيم و غيرمستقيم: تشويقهاي غيرمستقيم اثر بخشتر از ترغيب و تشويق مستقيم است. زيرا در تشويق غير مستقيم، اول حالت كلي ميتواند وجود داشته باشد. مثلا مربي بگويد كساني كه چنين هستند و به فلان شكل عمل ميكنند، مورد توجه و احترام جامعهاند و در اين صورت فرد مورد نظر علاقهمند ميشود كه چنين عمل كند. نكته ديگر، تشويق بصورت مستقيم است كه انواع آن را در ميان افراد جامعه زياد مشاهده ميكنيم. نظير اينكه اگر نمره خوب بگيري چنين جايزهاي داري. بعضي از متخصصان تعليم و تربيت معتقدند كه تشويق مستقيم مانند اشعه مستقيم خورشيد آزاردهنده و كوركننده است چون منجر به تملق و چاپلوسي ميشود. 2-تشويق مادي و معنوي: تشويق مادي مانند اينكه مربي، پدر و مادر قول ميدهند كه در صورت فلان موفقيت و انجام كاري، جايزهاي تهيه نمايند. البته بايد سن، جنس و توان تشويق شونده بايد در نظر گرفته شود. تا منجر به ياس و نااميدي نشود. ضمنا مربي، پدر و مادر بايد توجه داشته باشند به وعدههايي كه ميدهند عمل كنند در غير اينصورت اثرات نامطلوب تربيتي خواهد داشت. گاه تشويق جنبه معنوي دارد در اينصورت بايد شخصيت كودك و فرد مورد تربيت، طوري پرورش يافته باشد كه از موفقيت و پيروزي حاصله محفوظ شده و شيريني آن، خود وسيله تشويق براي ادامه كار يا تكرار كار خوب در او شود. پس در اين مورد موفقيت فرد براي خود حكم تشويق را دارد. تشويق معنوي ديگر، لذت روحي و رواني و استنباطي است كه براي فرد ايجاد ميشود كه خود بزرگترين انگيزه براي كار نيك است. احساس رضايت خاطر، ديگر حالتي است كه خود برانگيزانندهي شخص به كار نيك است. و از همه مهمتر كسب رضاي خداوند بعنوان يكي از عوامل معنوي پر اهميت، مد نظر قرار گيرد. 3-تشويق دروني و بروني: در كتاب تربيت آسيبزا، تشويق به دو دسته بيروني و دروني تقسيم ميشود. تشويق بيروني شامل واكنشهايي است كه ديگران براي تكرار و تقويت رفتار فرد ارائه ميكنند. بهطوري كه تشويق بيروني مانع خودبرانگيختگي دروني ميشود. 1. تشويق محرک قدرتمند: تشويق مي تواند مولد انرژي و محرک کار و تلاش بيشتري براي افراد گردد. وقتي فرد احساس مي کند که کارش مفيد بوده و در عين حال سود بخش است، با قدرت و نيروي بيشتري به کار خواهد پرداخت و چه بسا اين کار نيک از عادات نيکويي گردد که شخص در صورت عدم انجام آن احساس کمبود و ناراحتي مي کند.
2. مداومت در کار نيک: زماني که شخص از نظر روحي و رواني احساس کند که مفيد واقع شده است، تلاش مي کند تا کارش دوام داشته باشد.
3. ايجاد حس اعتماد به نفس: چه بسيار افرادي که در اثر نداشتن اعتماد به نفس، دست به کاري نمي زنند و ترسشان اين است که مبادا کارشان مفيد واقع نشود و يا مورد توجه جامعه و اطرافيان قرار نگيرند و همين امر سبب مي شود که اعتماد به نفسشان را از دست داده و نشان و ابداع و نوآوري در کارشان کمتر ديده شود. در حالي که چه بسيار از اين افراد، قدرت و کارايي بسيار دارند و استعدادهاي درخشاني در وجودشان است که بايد شکوفا گردد ولي متاسفانه در مواردي هيچ گاه بروز پيدا نمي کند. 4. ايجاد دلگرمي: شخص مي داند که کار نيک او را ديگران درک کرده اند و اين حداقل پاداشي است که او را به کارهاي نيک ديگر وادار مي کند و اين خود تلقين قدرت به افراد است. 5. ايجاد روحيه مقاومت: ديگر فايده ايجاد روحيه مقاومت و صبر است، زيرا شخص مي خواهد رضايت افراد را به دست آورد و به تحسين و تشويق آنها دست يابد و در اين راه هر گونه سختي حاضر است تحمل کند. 6. رضايت خاطر: تشويق سبب رضايت خاطر و لذت روحي مي شود. 7. ايجاد عادات پسنديده: تشويق باعث شده در افراد عادات پسنديده ايجاد گردد.
8. ترميم و بازيابي قوا: تشويق باعث مي شود شکست ها که در اثر عوامل مختلف براي اشخاص پيش آمده و روان آنها را مجروح کرده است، دوباره ترميم پيدا کند و در نتيجه شخص تا حدودي ناکامي ها را فراموش نمايد و در جهت اصلاح نقص هاي خود تلاش کند. اثرات نامطلوب عادت به تشويق بايد سعي شود (فرزندان، افراد، بچه ها) به تشويق و جايزه عادت نکنند، به طوري که اگر مورد تشويق قرار نگرفتند و يا جايزه اي دريافت نکردند، از کار نيک باز نمانند. بايد دقت شود که تشويق هدف واقع نشود، بلکه براي رسيدن به اهداف عالي باشد. به طوري که انگيزه شخص از انجام کار نيک، فقط پاداش و جايزه نباشد. روانشناسان در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده اند: کودکاني که عادت به تشويق در آنها ايجاد شود، در بزرگي کساني هستند که بدون گرفتن پاداش حاضر نيستند به همنوعان خود کمک کنند. يکي ديگر از پيامدهايي که در تشويق نسجيده، در افراد ايجاد مي شود، تغييرات در خلق و خوي آنها ست. به اين ترتيب که مثلاً شخص به (کودک، بچه، دانش آموز) مي گويد: اگر فلان مطلب از جانب تو انجام شود، فلان پاداش را خواهي داشت و از آنجايي که (کودک،...) ممکن است فکر کند چنين قدرتي را ندارد و يا آن قدرت را دارد ولي تنبلي به او مهلت نمي دهد. ممکن است به جاي استقامت و بردباري، دست به بدخلقي و رفتار ناصحيح بزند. البته والدين مي توانند با ظرافت و زيرکي هاي خاص، طوري عمل نمايند که اگر هم انگيزه کار نيک از بين رفت، کار خوب براي فرد باز هم زيبا بوده به طوري که با از بين رفتن انگيزه، علاقه به انجام آن باشد، به گفته بعضي از روانشناسان قسمت عمده کارها بر اثر تکرار فراوان، به صورت خودکار خواهد آمد. اگر شما به کودکي بگوييد: مثلاً مشقهايت را بنويس تا به تو شکلات بدهم و يا دستهايت را قبل از غذا بشوي تا برايت کتاب داستان بخرم و يا از اين گونه سخنان که در اوقات مختلف، پدران و مادران به کودکانشان مي گويند، در صورتي مي تواند مفيد واقع شود که کودک علت آن را کار بداند، مثلاً به او بفهمانند که در صورت نوشتن مشق و انجام تکاليف تو باسواد مي شوي و مي تواني کتاب هاي خوب بخواني و اطلاعات مفيد داشته باشي و يا اگر قبل از غذا دستهايت را بشويي ميکروبها از دستهايت دور مي شوند و مريض نمي شوي و ... در اين صورت با از بين رفتن انگيزه تشويق (شکلات و کتاب داستان)، باز هم شوق لازم براي فرد به خاطر کار نيک وجود دارد. اشکال مختلف تشويق تشويق مي تواند به شکل هاي مختلفي اعمال شود، گاهي به شکل در اختيار گذاردن وسايل مورد علاقه، گاهي خريد و تهيه جايزه مورد علاقه، نظير وسايل کار و آزمايش و اساب بازي، لباس، انواع خوراکي ها، کتاب و گاهي بردن به يک مهماني، يا گردش و تفريح، ديدن يک فيلم، مسافرت، گاهي ابراز محبت و گفتن جملات مهرانگيز، يک لبخند، دلجويي کردن، آفرين گفتن، در آغوش گرفتن و بوسيدن و حتي نگاهي حاکي از محبت و سپاس که در سنين مختلف و شرايط متفاوت، فرق مي کند. اصولاً تشويق هاي مادري در کودکان موثرتر است و حتي مادر مي تواند با پختن غذاي مورد علاقه کودک و يا خريد ميوه و خوراکي دلخواه، احساسات کودک را برانگيزد و او را به کار نيک و يا ادامه آن تشويق نمايد. تحقيقات نشان داده که بزرگ مردان و افراد مشهور جهان که نظرات و تئوري ها و قوانين قابل توجهي را طرح کرده اند، غالباً پيشرفتشان در اثر تشويق هاي مادي نبوده و يا اگر بوده کم بوده است و بيشتر تشويق هاي معنوي و رضايت خاطر استاد بوده. تشويق در چه صورتي اثربخش است تشويق زماني مي تواند مفيد واقع شود که به ندرت و گاه به گاه اعمال شود، اغلب مي بينيم که پدران و مادران در طول روز بارها و بارها از تشويق و جايزه به ميان مي آورند، اين سبب مي شود که هم براي کودکان (فرزندان) توقع بي جا ايجاد شود و هم اثر لازم را که تشويق مي تواند داشته باشد از دست برود و کارهاي معمولي او نيز برايش بسيار مهم جلوه کند و گمان نمايد که ديگران بايد هميشه ممنون او باشند. نکات قابل توجه درباره تنبيه 1. تا جايي که ممکن است تنبيه در حضور افراد ديگر صورت نگيرد، زيرا هم کرامت نفس تنبيه شونده از بين مي رود و هم او نسبت به خطا، جسور و گستاخ مي شود.
2. اين نکته قابل ذکر است که در تنبيه عمل فرد مورد نکوهش قرار گيرد. مثلاً به شخص گفته شود: من از اين عمل ناشايست تو خوشم نمي آيد نه اين که بگويد: تو را دوست ندارم و يا گفته شود عمل تو نادرست است نه اين که تو فرد نادرستي هستي و بايد به او فهمانده شود که اگر او مورد تنبيه قرار گرفته به علت دوستي و محبتي است که نسبت به او وجود دارد، نه اين که مورد علاقه و محبت نيست. 2. در هنگام تنبيه مقايسه صورت نگيرد در اغلب موارد ديده مي شود و (پدر، مادر، معلم و ...) مي گويد مگر فلان شخص را نمي بيني که چنان عمل مي کند و .... اين عمل نه تنها اثر نامطلوب مي گذارد بلکه حس حسادت، کينه ورزي و خشم و بدخلقي، علي الخصوص کودکان را تحريک مي کند.
4. پذيرش عذر از جانب (پدر، مادر، معلم و ...) اگر کودک از کار خود پشيمان شد و عذر خواست، بايد عذر او پذيرفته شود و در بسيار موارد حتي کودک ممکن است گريه کنان خود را در آغوش پدر يا مادر يا مربي بياندازد و از او بخواهد که او را ببخشد، اين فرصت خوبي است که در حين نوازش او و بوسيدنش، اشکالات او گوشزد شود و به او گفته شود که چون تو مورد علاقه ما هستي، مي خواهيم کارهايت پسنديده شود. 5. تنبيه در عصبانيت نباشد بايد تنبيه در حالتي کاملاً متعادل و عاري از هر گونه خشم و عصبانيت انجام شود. نتيجهگيري تشويق در اندازهي مطلوب و حساب شده ميتواند اثرات قابل توجه به بار آورد. تشويق مانند داروي شفابخش است كه بايد بصورت دقيق و به ميزان كافي و با دقت از آن استفاده شود. و چه بسا كم و زياد شدن ان و افراط و تفريط در آن و بموقع نبودن آن اثرات نامطلوبي به بار ميآورد. (از آنجا كه تنبيه آسانترين راه است. آدمها ميل به تنبيه كردن دارند وگرنه پيامدهاي مثبت تشويق، صدبرابر بيشتر است.)
|